چاقیدیکشنری فارسی به انگلیسیadiposity, chubbiness, corpulence, fat, fatness, rotundity, rotundness, stoutness
چاقیلغتنامه دهخداچاقی . (حامص ) فربهی . تنومندی . گندگی . سنگینی . پرگوشتی . سمن . || صحت . سلامت . عافیت . تندرستی . بهبود.
چاقی برونزادexogenous obesity, alimentary obesity, simple obesity, common obesityواژههای مصوب فرهنگستانچاقی ناشی از دریافت انرژی بیش از میزان موردنیاز برای رفع نیازهای سوختوسازی بدن
چاقی بیشانسولینیhyperinsulinar obesityواژههای مصوب فرهنگستانچاقی ناشی از ترشح بیش از حد انسولین که عموماً با کمقندخونی و افزایش اشتها همراه است
چاقی بیشپروردیhypertrophic obesity, adult-onset obesityواژههای مصوب فرهنگستانچاقی ناشی از افزایش اندازۀ یاختههای چربی که در بزرگسالی آغاز میشود
چاقی بیشرویشیhyperplastic obesity, hyperplastic-hypertrophic obesity, lifelong obesityواژههای مصوب فرهنگستانچاقی ناشی از افزایش اندازه و تعداد یاختههای چربی که در کودکی آغاز میشود