26 فرهنگ

1574 مدخل


چاره

čāre

۱. علاج؛ درمان.
۲. تدبیر؛ گزیر.
۳. [قدیمی] مکر؛ حیله.

۱. درمان، علاج، مداوا، وید
۲. راهحل
۳. تدبیر، ترفند، حیله، زیرکی، مکر
۴. تمهید، وسیله
۵. گزیر ≠ ناگزیر

alternative, answer, choice, cure, help, recourse, remedy, resort, resource