چاخانفرهنگ مترادف و متضاد۱. پشتهمانداز، حراف، حقهباز، شارلاتان، گزافه، لاف، لافزن، گزافهگویی، گزافهگو، خشتمال ۲. دروغگو، دروغزن، دروغباف ۳. دروغ، حرفمفت
چاخاندیکشنری فارسی به انگلیسیbraggart, blarney, boaster, boastful, boastfulness, braggadocio, bragger, flatterer, flatulent, jive, loudmouth, magniloquent, malarkey or malarky, name-dropper
شارلاتانیلغتنامه دهخداشارلاتانی . (حامص ) حقه بازی . شیادی . شید. یارم بازی . چرب زبانی . چاخانی . چاچولبازی . رجوع به شارلاتان شود.
خانیلغتنامه دهخداخانی . (اِ) حوض و چشمه ٔ آب را گویند .(برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : دو خانی پدید آید اندر دو چشم از آن روی ناری و زلف دخانی . قطران .گوید این خاقانی