پیگردفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گشتن در پی چیزی.۲. (حقوق) تعقیب و بازخواست کیفری.۳. (صفت فاعلی) کسی که در پی چیزی میگردد و اثر چیزی را جستجو میکند؛ پیگردنده؛ گردنده در پی چیزی.
پی گردفرهنگ انتشارات معین( ~. گَ) 1 - (مص مر.) گشتن در پی چیزی . 2 - (ص .) کسی که در پی چیزی می گردد.
پی گردلغتنامه دهخداپی گرد. [ پ َ گ َ ] (نف مرکب ) کسی که در پی چیزی گردد. تعقیب کننده . || (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) پی گشت . گشتن در پی چیزی .