48 مدخل
تهیگاه ، پهلوی شکم ( در گویش بروجنی-چهارمحال و بختیاری)
پیکیدن . [ دَ ] (مص ) گندم برشته را با آب فروبردن . (شعوری ج 1 ص 261).
عقب عقب رفتن – حرکت به سمت عقب
وارونه – معکوس
پیکی
پیکیلوترمیزم، خونسردی جانور
پیکیک
پیکینان
پیکیلوترمی