پیچگانلغتنامه دهخداپیچگان . (اِخ ) (دریاچه ٔ...) (صحیح کلمه بختگان است ) میگویند در محل آن را چنین نامند(؟).
پیچگانلغتنامه دهخداپیچگان . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان زهان بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در 102هزارگزی جنوب خاوری قاین و 20 هزارگزی خاور راه اتومبیل رو اسفدن به اسفج . دامنه ،
پیچاندنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچیزی را در چیز دیگر چرخاندن، مانندِ پیچاندن میخ پیچ در تخته یا چیز دیگر؛ گردگرداندن؛ پیچ دادن؛ تاب دادن؛ گرداندن.