پیپوسلغتنامه دهخداپیپوس . [ پ ِ پو ] (اِخ ) یا دریاچه ٔ چود . دریاچه ای است در روسیه ، میان ایالات : پترسبورگ ، پسکوف ، ریگاو رول . دارای 110هزارگز طول و 45 هزارگز عرض و چندین نه
پی پوسلغتنامه دهخداپی پوس . [ پ ِ پو ] (اِخ ) دریاچه ای است واقع بین روسیه و استونی که بوسیله ٔ رود ناروا به خلیج فنلاند می پیوندد.
پیوستگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتصال، ارتباط، تعلق، رابطه، علاقه، علقه ۲. استمرار، بقا، دوام ۳. مواصلت، وصلت ≠ گسستگی
پیوستهفرهنگ مترادف و متضاددایماً، دمادم، علیالاتصال، علیالدوام، لاینقطع، متصل، متوالی، مدام، مداوم، مستدام، مستمر، ملحق، منسجم، هموار، همواره، همیشه ≠ ابداً، هرگز، هیچگاه، هیچوقت ≠ گسسته
attachدیکشنری انگلیسی به فارسیپیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، بستن، الصاق کردن، نسبت دادن، گذاشتن، ضبط کردن، دلبسته شدن