پیوندنامهلغتنامه دهخداپیوندنامه . [ پ َ وَ م َ / م ِ ](اِ مرکب ) مقاوله نامه . (از لغات مصوب فرهنگستان ).
پندنامهفرهنگ انتشارات معین( ~. مِ) [ په . ] (اِمر.) 1 - اندرزنامه ، نصیحت نامه .2 - نامة مشتمل بر پند و نصیحت .
پندنامهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. اندرزنامه؛ نصیحتنامه.۲. نامهای که در آن پند و نصیحت نوشته شده باشد.
مقاوله نامهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیوندنامه.۲. پیمانی که بین نمایندگان دو دولت منعقد و امضا شود.
پادمانواژهنامه آزادپادْمان در فارسی به معنای نظارت و حراست کردن است و اسم مصدری است که از ریشهٔ فعل پاییدن گرفته شدهاست. پادمان امروزه در اصطلاح به مقررات نظارتی آژانس بینالمللی
protocolدیکشنری انگلیسی به فارسیپروتکل، تشریفات، پیوند نامه، موافقت مقدماتی، پیش نویس سند، اداب و رسوم، مقاوله نامه نوشتن
protocolsدیکشنری انگلیسی به فارسیپروتکل ها، تشریفات، پیوند نامه، موافقت مقدماتی، پیش نویس سند، اداب و رسوم، مقاوله نامه نوشتن