۱. ارتباط؛ بههمبستگی؛ اتصال.
۲. خویشی؛ قرابت: ◻︎ طلب کردم ز دانایان یکی پند / مرا گفتند با نادان مپیوند (سعدی: ۱۸۵).
۱. اتصال، ارتباط، تعلق، رابطه، علاقه، علقه
۲. استمرار، بقا، دوام
۳. مواصلت، وصلت ≠ گسستگی
affiliation, alliance, association, cohesion, conjunction, connection, continuity, fusion, liaison, linkup, relation