نیک پیمانیلغتنامه دهخدانیک پیمانی . [ پ َ / پ ِ ] (حامص مرکب ) وفاداری . وفای به عهد : لیک از راه نیک پیمانی نز سر سرکشی و سلطانی .نظامی .
هم پیمانیلغتنامه دهخداهم پیمانی . [ هََ پ َ / پ ِ ] (حامص مرکب ) هم پیمان شدن . بر سر کاری با یکدیگر عهد بستن .
پیمان بازپرداخت هزینهcost-reimbursable contractواژههای مصوب فرهنگستانپیمانی که براساس آن خریدار باید هزینههای فروشنده را طبق توافق بپردازد
پیمان خدمتservice contractواژههای مصوب فرهنگستانپیمانی که بهموجب آن پیمانکار خدماتی را با تأمین نیروی انسانی یا ارائة مهارتی خاص در یک بازة زمانی عرضه میکند
پیمان طرح و ساختdesign-build contractواژههای مصوب فرهنگستانپیمانی که براساس آن طراحی و ساخت یک پروژه یکجا به پیمانکار محول میشود
پیمان فهرستبهاunit rate contractواژههای مصوب فرهنگستانپیمانی که براساس آن نحوۀ پرداخت کارهای انجامشده فهرستی از بهای واحد اقلام است
نیک پیمانیلغتنامه دهخدانیک پیمانی . [ پ َ / پ ِ ] (حامص مرکب ) وفاداری . وفای به عهد : لیک از راه نیک پیمانی نز سر سرکشی و سلطانی .نظامی .