پردۀ نازکی که کرم ابریشم از لعاب دهن خود به دور خود میتند و در میان آن محصور میشود. پیلهها را به ترتیب مخصوصی گرم میکنند و میریسند تا ابریشم به دست آید.
۱. ابریشم، کرمابریشم
۲. آماس، ورم
۳. اصرار، تاکید
۴. توبره، خریطه
۵. طبله، عطردان
۶. تعرض، عداوت، کینه
۷. حقه، کلک، نادرستی، نیرنگ
۸. دارو، دوا
۹. تنش، تنیدن
abscess, chrysalis, hobbyhorse