پیلاتِسPilates, contrologyواژههای مصوب فرهنگستانبرنامهای ورزشی با هدف بهبود آمادگی جسمانی و انعطافپذیری و استقامت پاها و ماهیچههای شکم و پشت و بازوها
پلاتسبورگلغتنامه دهخداپلاتسبورگ . [ پْلا / پ ِ ] (اِخ ) قصبه ای است در 220 هزارگزی شمال شرقی آلبانی بر ساحل دریاچه ٔ شاپلن در جمهوریت نیویورک از کشورهای متحد امریکای شمالی دارای شش ه
پیلاسلغتنامه دهخداپیلاس . (اِ مرکب ) پیلاسته . پیلسته ، بمعنی عاج که دندان پیل باشد. (آنندراج ). رجوع به پیلسته شود.
پیلاتلغتنامه دهخداپیلات . (اِخ ) نام کوهی ازشعب سلسله جبال آلپ . بلندترین قله ٔ آن 2343 گز است . || نام کوهی از سلسله جبال سونه میان ایالات لوآره و رون بفرانسه . رود ژیر از آن سر
پیلاسلغتنامه دهخداپیلاس . (اِخ ) قصبه ای است در خطه ٔ اندلس از اسپانیا، در ایالت اشبیلیه . واقع در 30 هزارگزی جنوب غربی شهر اشبیلیه . آنجا بنا به روایتی میهن موریلو یکی از بزرگتر
تنتوازنBodybalance, Bodyflowواژههای مصوب فرهنگستانطراحی ویژهای از فعالیتهای ورزشی همراه با موسیقی و برگرفته از یوگا و تایچی و پیلاتس که در آن فرد ازطریق مجموعهای از حرکات کششی به هماهنگی و انعطافپذیری بدنی