پیشیک محلهلغتنامه دهخداپیشیک محله . [ م َ ح َل ْ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) نام سابق وشمگیر، محلی به گرگان . (واژه های نو فرهنگستان ).
پیشیکلولغتنامه دهخداپیشیکلو. (اِخ ) دهی جزء دهستان سهندآباد بخش بستان آباد شهرستان تبریز. در 22 هزارگزی جنوب باختری بستان آباد و 12 هزارگزی شوسه ٔ بستان آباد به تبریز. کوهستان ، سر
پیشکارفرهنگ مترادف و متضادپاکار، پیشخدمت، خادم، خدمتکار، خدمتگزار، دستیار، عامل، قایممقام، کارپرداز، کارگزار، مباشر، مددکار، مشاور، معاون، نایب، وشکرده، وکیل
پیشیک محلهلغتنامه دهخداپیشیک محله . [ م َ ح َل ْ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) نام سابق وشمگیر، محلی به گرگان . (واژه های نو فرهنگستان ).
پیشیکلولغتنامه دهخداپیشیکلو. (اِخ ) دهی جزء دهستان سهندآباد بخش بستان آباد شهرستان تبریز. در 22 هزارگزی جنوب باختری بستان آباد و 12 هزارگزی شوسه ٔ بستان آباد به تبریز. کوهستان ، سر
پوشکلغتنامه دهخداپوشک . [ ش ِ / ش َ ] (اِ) به لغت ماوراءالنهر گربه باشد و این صورتی از کلمه ٔ پیشیک یاپشک و پشک متداول زبان آذری است . پوشنگ . (برهان ). سِنّور. هِرّ : چند بردار
پیشیلغتنامه دهخداپیشی . (اِ)در تداول اطفال ، گربه . در زبان کودکان گربه و همین کلمه اصل کلمه ٔ پیشیک آذری است که معنی گربه دارد.- پیشی پیشی ؛ آوازی که بدان گربه را خوانند، همچو