پیشگویلغتنامه دهخداپیشگوی . (نف مرکب ) پیشگو. (جهانگیری ) بمعنی پیشگوست که معرف باشد و شخصی که مطالب را بعرض سلاطین میرساند. (برهان ). رجوع به پیشگو در تمام معانی شود.
پیشگوییدیکشنری فارسی به انگلیسیaugury, divination, portent, prediction, prescience, prevision, prognostic, prognostication