پیشنهادهproposalواژههای مصوب فرهنگستانطرح یا پیشنهادی که بهصورت مکتوب و مدون در قالبی مشخص به شخص یا اشخاص برای بررسی و پذیرش ارائه میشود
پیش نهادهلغتنامه دهخداپیش نهاده . [ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) برابرنهاده . مقابل پس نهاده . || پیش آورده . از حد متعارف تجاوزداده و بمجاور درآورده . جلوآورده : چو کاسه بازگشاد
پیشنهاددیکشنری فارسی به انگلیسیapproach, bid, offer, offering, proffer, proposition, recommendation, suggestion
بستة ترویجیpromotional packageواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از اقلام و پیشنهادهای ترویجی که فروشنده با هدف تأثیرگذاری بر خردهفروشان و عمدهفروشان و کارمندان فروش برای حمایت از ترویج فروش کالا یا خدمت مشخص درنظ
حد مجاز مسافرmaximum number of travellersواژههای مصوب فرهنگستانحداکثر مسافر مجاز که در پیشنهادها و قراردادهای مسافرتی قید میشود
پایبندی کاربرuser engagementواژههای مصوب فرهنگستانمعیاری برای ارزیابی پاسخ فردی کاربران به انواع پیشنهادهای مربوط به خدمات و محصولات و وبگاهها و مانند آنها
نظریة تلنگرnudge theoryواژههای مصوب فرهنگستانمفهومی در اقتصاد رفتاری که براساس آن جلبنظر مستقیم و پیشنهادهای غیرمستقیم، بهعنوان روشهایی برای تأثیرگذاری بر رفتار و تصمیمگیریهای افراد پیشنهاد میشود