پیشدادیانلغتنامه دهخداپیشدادیان . (اِخ ) سلسله ٔ اول از سلاطین ایران طبق روایات . طبقه ٔ نخست از پادشاهان داستانی ایران و آن از کلمه ٔ پیشداد، لقب هوشنگ پادشاه داستانی مأخوذ است .
پیرهادیانلغتنامه دهخداپیرهادیان . (اِخ ) دهی جزء دهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز. واقع در 14هزارگزی جنوب خاوری خداآفرین و 13/5 هزارگزی شوسه ٔ اهربه کلیبر. کوهستانی ، گرمسیر،
دادیانلغتنامه دهخدادادیان . (اِخ ) همان پیشدادیان است . (آنندراج ). اما این معنی بر اساسی نیست و دادیان پیشدادیان یا مخفف آن نیست و معنی تمام کلمه از این جزء برنمی آید.
گرشاسبلغتنامه دهخداگرشاسب . [ گ َ ] (اِخ ) آخرین پادشاه پیشدادیان است . (نخبةالدهر دمشقی ) (مفاتیح ). در شاهنامه نام برده شده و او پسر زو (زاب ) و دهمین پادشاه پیشدادی بوده و نه س
بیشدادیهلغتنامه دهخدابیشدادیه . [ دی ی َ ] (اِخ ) پیشدادیان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به پیشدادیان شود.
گردآبادلغتنامه دهخداگردآباد. [ گ ِ ] (اِخ ) نام شهر مدائن است و آن را طهمورث دیوبند که از جمله ٔ پیشدادیان است بنا کرده بود و جمشید به اتمام رسانید. (برهان ). آباد شده ... و آن هفت