پیشدادفرهنگ انتشارات معین(ص مر.) نخستین قانونگزار؛ هوشنگ پیشداد به موجب داستان های قدیم ایران ، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
پیشدادلغتنامه دهخداپیشداد. (اِخ ) لقب هوشنگ پسر سیامک پادشاه داستانی ایران : بدانکه پادشاهان عجم را اگرچه همه نسل ایشان بهوشنگ و کیومرث باز شود برین طبقه اند [ و نسق ] برین سان :
پیشدادلغتنامه دهخداپیشداد. (ن مف مرکب ) ازپیش داده . داده ٔ از قبل . || سابق در عدل . عادل . (برهان ). کسی که در پیش قانون گذارد ودادگری کرد. || اول کس را نیز گویند که تظلم بر حاک
پیش دادفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیشپرداخت.۲. پولی که پیش از کار کردن به کارگر داده شود؛ مساعده.۳. عطیه که پیش از خواهش و درخواست کسی به او داده شود: ◻︎ ز بس حرص بخشش، نکرده سؤال / به سائل
پیشدادیانلغتنامه دهخداپیشدادیان . (اِخ ) سلسله ٔ اول از سلاطین ایران طبق روایات . طبقه ٔ نخست از پادشاهان داستانی ایران و آن از کلمه ٔ پیشداد، لقب هوشنگ پادشاه داستانی مأخوذ است .
پیشدادیانلغتنامه دهخداپیشدادیان . (اِخ ) سلسله ٔ اول از سلاطین ایران طبق روایات . طبقه ٔ نخست از پادشاهان داستانی ایران و آن از کلمه ٔ پیشداد، لقب هوشنگ پادشاه داستانی مأخوذ است .