پیشخانلغتنامه دهخداپیشخان . (اِخ ) دهی جزء دهستان مرکزی بخش صومعه سرا شهرستان فومن واقع در 3 هزار گز شمال صومعه سرا، کنار راه اتومبیل رو فرعی صومعه سرا به ترکستان . جلگه ، معتدل ،
پیش خانلغتنامه دهخداپیش خان . (اِ مرکب ) پیش تخته . پیش خوان . جلو خوان . صندوق گونه ای که دکانداران چون عطار و سقط فروش در پشت آن نشینند و بر بالای آن ترازو آویخته است .
پیشخانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ایوان؛ پیشگاه خانه؛ جلوخان.۲. لوازم زندگی و اسباب سفر که جلوتر فرستاده شود.
متصدی پیشخانfront desk agentواژههای مصوب فرهنگستانیکی از کارمندان پیشگاه که عمدتاً به امور ثبتنام میپردازد، اما مسئولیتهای دیگر او شامل کارهای پیش ثبتنام و هماهنگی وضعیت اتاقها و امور پستی و رسیدگی به پی
سقف اعتبارhouse limitواژههای مصوب فرهنگستانحداکثر میزان اعتباری که پیشخان مهمانخانه پیش از درخواست پرداخت برای مهمان در نظر میگیرد
کبابخانۀ ژاپنیteppanyaki restaurantواژههای مصوب فرهنگستانغذاخوری ژاپنیای که در آن مشتریان دورتادور پیشخانی متصل به یک کبابپز بزرگ مینشینند و پیش از صرف کباب شاهد پخت آن هستند
گزارش مغایرتهاroom variance reportواژههای مصوب فرهنگستانفهرستی از مغایرتهای موجود بین گزارش بخش خانهداری و اطلاعات پیشخان از وضعیت اتاقها و همچنین اتاقهایی که به نرخ رسمی فروخته نشدهاند