پیستیلغتنامه دهخداپیستی . (ص نسبی ) منسوب به پیست . پیسی برص : بر پهلوی چپ وی یک درم سپیدی است که بجز از پیستی است . (کشف المحجوب هجویری ). رجوع به پیسی شود.
پیستیچیلغتنامه دهخداپیستیچی . (اِخ ) قصبه ای است در ایالت باسیلیکاته از ایتالیا، واقع در 31هزارگزی جنوب غربی ماتره ، کنار خطآهن ناپل ، دارای تجارت شراب و انجیر و گورستانی باستانی ا
پستیفرهنگ مترادف و متضاد۱. انحطاط، بیاعتباری، حضیض ۲. حقارت، خواری، دنائت، ذلت، رذالت، زبونی، سفل، فرومایگی، لئامت، مذلت، هوان ۳. نشیب ۴. کوتاهی
پیستیچیلغتنامه دهخداپیستیچی . (اِخ ) قصبه ای است در ایالت باسیلیکاته از ایتالیا، واقع در 31هزارگزی جنوب غربی ماتره ، کنار خطآهن ناپل ، دارای تجارت شراب و انجیر و گورستانی باستانی ا