پیرکه بالالغتنامه دهخداپیرکه بالا. [ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد. واقع در 21هزارگزی خاور الشتر و 11هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه .
پیرکه پائینلغتنامه دهخداپیرکه پائین . [ ک ِ ] (اِخ )دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد.واقع در 15هزارگزی باختر الشتر و 4هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه .
پیرکهنولغتنامه دهخداپیرکهنو. [ ک َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت . واقع در 170هزارگزی جنوب کهنوج ، سر راه مالرو انگهران به کهنوج . کوهستانی ، گرمس
پیرهنلغتنامه دهخداپیرهن . [ رَ/ پیرْ هََ ] (اِ) پیراهن . کرته . قمیص . جامه از پارچه ٔ نازک که زیر دیگر جامه ها بتن پوشند : کبک پوشیده بتن پیرهن خزّ کبودکرده با قیر مسلسل دو بر پ
پیرکه بالالغتنامه دهخداپیرکه بالا. [ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد. واقع در 21هزارگزی خاور الشتر و 11هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه .
پیرکه پائینلغتنامه دهخداپیرکه پائین . [ ک ِ ] (اِخ )دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد.واقع در 15هزارگزی باختر الشتر و 4هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه .
پیرکهنولغتنامه دهخداپیرکهنو. [ ک َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت . واقع در 170هزارگزی جنوب کهنوج ، سر راه مالرو انگهران به کهنوج . کوهستانی ، گرمس
پیرهنلغتنامه دهخداپیرهن . [ رَ/ پیرْ هََ ] (اِ) پیراهن . کرته . قمیص . جامه از پارچه ٔ نازک که زیر دیگر جامه ها بتن پوشند : کبک پوشیده بتن پیرهن خزّ کبودکرده با قیر مسلسل دو بر پ