پیرماهیلغتنامه دهخداپیرماهی . (اِخ ) دهی از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. واقع در 12هزارگزی جنوب باختری چقلوندی و 4هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به چقلوندی . دامن
پرماهیلغتنامه دهخداپرماهی . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) امتلاء قمر. حالت بدری . استقبال . (مفاتیح العلوم خوارزمی ).
شستلغتنامه دهخداشست . [ ش َ ] (اِ) زنار و رشته ای که گبران و هنود بر کمر بندند و بر گردن آویزند. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (آنندراج ). زنار
پرماهیلغتنامه دهخداپرماهی . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) امتلاء قمر. حالت بدری . استقبال . (مفاتیح العلوم خوارزمی ).
ماهیچهتارچهآماسmyofibrositisواژههای مصوب فرهنگستانالتهاب پیراماهیچه متـ . پیراماهیچهآماس perimyositis