پیرسوارانلغتنامه دهخداپیرسواران . [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سامن شهرستان ملایر واقع در 21هزارگزی جنوب ملایر و 10هزارگزی خاورشوسه ٔ ملایر به بروجرد. کوهستانی ، معتدل مالاریائی ، دا
پیرسوراخلغتنامه دهخداپیرسوراخ . (اِخ ) ده کوچکی از دهستان قلعه تل بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز. واقع در 19هزارگزی شمال باختری باغ ملک و 3هزارگزی باختری راه اتومبیل رو هفتگل به ایز
سامنلغتنامه دهخداسامن . [ م ِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای پنجگانه ٔ شهرستان ملایر است . این دهستان در جنوب باختری شهرستان واقع و محدود است از طرف شمال به دهستانهای حومه آورزمان از
nursesدیکشنری انگلیسی به فارسیپرستاران، پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، مرهم گذار، پروراندن، پرستاری کردن، شیر خوردن، باصرفه جویی یا دقت بکار بردن