پیراموندیکشنری فارسی به انگلیسیaround, circle, circuit, circum-, circumference, compass, girth, perimeter, periphery
يَطُوفُ عَلَيْهِمْفرهنگ واژگان قرآنپیرامونشان می گردند - دورشان طواف می کنند (معناي طواف کردن ، دور چيزي گردش کردن است ، که از يک نقطه نسبت به آن چيز شروع شود و به همان نقطه برگردد)