بازیکن پیرامونیperimeter playerواژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، بازیکنی که در پیرامون محوطۀ سهثانیه استقرار مییابد
پدافند پیرامونیperimeter defenseواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پدافند بدون جناح مشخص، شامل نیروهایی که پیرامون یک منطقۀ دفاعی گسترش یافتهاند
سرریز پیرامونیperipheral weirواژههای مصوب فرهنگستانسرریز خروجی واقع در جدارۀ داخلی حوض تهنشینی استوانهای که جریان خروجی از روی آن به بیرون منتقل میشود
مناطق پیرامونیperipheral regionsواژههای مصوب فرهنگستانمناطقی با ظرفیت نهادی کمتر در مقایسه با منطقة مرکزی
هِرم پیرامونیsatellite pyramidواژههای مصوب فرهنگستانهرم کوچکی در بیرون یا درون حصار یک مجموعۀ تدفینی
برمیانیاختهectoplasm, ectosarcواژههای مصوب فرهنگستانبخش پیرامونی مادۀ زمینهای میانیاخته در بسیاری از یاختهها