پیتکلغتنامه دهخداپیتک . [ ت َ ] (اِ مصغر) کرمی است که جامه های پشمی را بخورد و ضایع کند.(برهان ) (جهانگیری ). پیت . بید. پیو. کرم پشم خوار.
پیتکلغتنامه دهخداپیتک . [ ت َ ] (اِ) پنجه ٔ دزدیده . خمسه ٔ مسترقه در تداول مردم مازندران . پنج روز اضافه بر دوازده ماه سی روزه ٔ سال که به آخر آبانماه افزوده میشد.
پیتکالغتنامه دهخداپیتکا. (اِخ ) دهی از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان قائمشهر واقع در 19 هزارگزی جنوب باختری قائمشهر کنار راه فرعی بابل به درازکلا. دامنه ، معتدل ، مرطوب ، ما
پیتکرنلغتنامه دهخداپیتکرن . [ ک ِ ] (اِخ ) نام جزیره ای است ، در قسمت پولین سیا از بحر محیط کبیر، در جنوب غربی مجمعالجزائر تواموتو از مستعمرات فرانسه . واقع در 500 هزارگزی جنوب شر
پیتکالغتنامه دهخداپیتکا. (اِخ ) دهی از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان قائمشهر واقع در 19 هزارگزی جنوب باختری قائمشهر کنار راه فرعی بابل به درازکلا. دامنه ، معتدل ، مرطوب ، ما
پیتکرنلغتنامه دهخداپیتکرن . [ ک ِ ] (اِخ ) نام جزیره ای است ، در قسمت پولین سیا از بحر محیط کبیر، در جنوب غربی مجمعالجزائر تواموتو از مستعمرات فرانسه . واقع در 500 هزارگزی جنوب شر
پرس بی پی تکلغتنامه دهخداپرس بی پی تک . [ پْرِ / پ ِ رِ ت ِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از بوزینگان از اقسام فرعی سمنوپی تک به رنگ خاکستری و موی سر آنها به شکل کاکل است .