پیادهرَویwalk 1واژههای مصوب فرهنگستاننوعی گردشگری که در آن گردشگران برای تفریح به قدم زدن میپردازند
زمان پیادهرویegress timeواژههای مصوب فرهنگستانمدتزمان صرفشده در یک سفر، از لحظۀ پیاده شدن از وسیلۀ نقلیه تا رسیدن به مقصد
عرض مؤثر پیادهروeffective walkway widthواژههای مصوب فرهنگستانعرض قابلاستفادۀ پیادهرو برای عابران پیاده که برابر است با عرض کل پیادرو منهای محل انتظار عبور از چراغ یا پیشآمدگی ساختمانها یا دیگر موانع موجود
زیادهروی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات هروی کردن، بار کردن، درگناهغلتیدن، خوشگذرانی کردن، ولخرجی کردن، وافر بودن، مست شدن، پرخوریکردن، معتاد شدن
پناهرَویleewayواژههای مصوب فرهنگستانرانده شدن شناور از مسیر خود به طرف بادپناه براثر باد یا جریان آب یا هر دو
پیادهگَردیhikingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پیادهرَوی به قصد گردش و لذت بردن از مناظر در مسیرهای روستایی یا مناطق کوهستانی
کولهگَردیbackpackingواژههای مصوب فرهنگستانسفر یا پیادهروی طولانی که در آن گردشگر برای حمل پوشاک و وسایل خود از کولهپشتی استفاده میکند
بررسی پیمایشیfoot survey, pedestrian survey, fieldwalkingواژههای مصوب فرهنگستانمشاهدۀ مستقیم سطح محوطههای باستانی ازطریق پیادهروی در فضاهایی با فاصلۀ منظم برای گردآوری سامانمند دادههای باستانشناختی سطح محوطهها