پژوندلغتنامه دهخداپژوند. [ پ َ وَ ] (اِ) چوبی باشد که در پس در گذارند تا در گشوده نگرددو چوب گازران را نیز گویند و کنایه از مردم پس درنشین و دیوث باشد و به این معنی به فتح اول و
پِرُونْدَنگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی پرواز دادن چیزی ، همچنین در گویش گنابادی کنایه از حرف چرت و بیهوده زدن است.
پژاوندفرهنگ انتشارات معین(پَ وَ) (اِمر.) = پژوان . پژوند: 1 - چوبی که برای محکمی در، پشت آن افکنند تا کسی نتواند باز کند. 2 - چوبی که جامه را به وقت شستن بر او زنند؛ چوب گازران ، کدین
پژاوندلغتنامه دهخداپژاوند. [ پ َ وَ ] (اِ) چوبی ستبر باشد که از پس در افکنند. (لغت نامه ٔ اسدی ). چوبی بودکه از جهت محکمی از پس در اندازند تا کس نتواند بازکرد. (نسخه ای از لغت نام
extensionsدیکشنری انگلیسی به فارسیپسوند، گسترش، توسعه، تمدید، بسط، تعمیم، کشش، اضافی، توسیع، تلفن فرعی، مد