پومپیلغتنامه دهخداپومپی . [ پ ُ پ ِ ] (اِخ ) کمونی از مرت اِمُزل اُستان نانسی ، نزدیک مزل بفرانسه . دارای 4804 تن سکنه و راه آهن .
پومیهلغتنامه دهخداپومیه . [ پ ُ ی ِ ] (فرانسوی ، ص ) استاد در بازی «پوم ». || سازنده و فروشنده ٔ ادوات لازم برای بازی «پوم ».
پومپه دیوسلغتنامه دهخداپومپه دیوس . [ پ ِ ] (اِخ ) از سرکردگان پارتی بعهد ارد اول پادشاه اشکانی . (ایران باستان ج 3 ص 2345).
پومپادورلغتنامه دهخداپومپادور. [پ ُ] (اِخ ) (آنتوانت پواسون مارکیزدو) محبوبه ٔ لوئی پانزدهم . مولد پاریس (1721 - 1764 م .).
پومپئیلغتنامه دهخداپومپئی . [ پ ُ پ ِ ] (اِخ ) نام ناحیه و شهری در دامنه ٔ کوه آتش فشان وزوو به ایتالیا، نزدیک ناپل و آن شهرکی بوده است دارای سی هزار جمعیت که در سال 79 م . زیر مو