پومپهلغتنامه دهخداپومپه . [ پ ُ پ ِ ] (اِخ ) (کنئوس ) ملقب به کبیر. کنسول روم به اتفاق کراسوس از 70 ق . م . و از یاران سیلا.مقتول در 47 ق .م . هنگام فرار از چنگ سزار بمصر. (رجوع
پومپه دیوسلغتنامه دهخداپومپه دیوس . [ پ ِ ] (اِخ ) از سرکردگان پارتی بعهد ارد اول پادشاه اشکانی . (ایران باستان ج 3 ص 2345).
پومپه ایوپولیسلغتنامه دهخداپومپه ایوپولیس . [ پ ُ پ ِ ی ُ پ ُ] (اِخ ) نام شهری به آسیای صغیر ساخته ٔ پومپه . (ایران باستان ج 3 ص 2397).
تروگ پومپهلغتنامه دهخداتروگ پومپه . [ ] (اِخ ) مورخی از اهالی گل ، فرانسه ٔ کنونی و معاصر اوگوست امپراطور روم بود (31 ق . م . - 14 م .) ولی کتابهای خود را بزبان لاتین نوشت . او خواست
پمپهواژهنامه آزادنام امپراطور هم دورۀ جولیوس سزار که در نبرد با وی در یونان شکست خورد و سپس گریخت و به مصر رفت و به هنگام پیاده شدن از قایقش، فرد ناشناسی او را به ضرب دشنه کشت و
پومیهلغتنامه دهخداپومیه . [ پ ُ ی ِ ] (فرانسوی ، ص ) استاد در بازی «پوم ». || سازنده و فروشنده ٔ ادوات لازم برای بازی «پوم ».
پومپه دیوسلغتنامه دهخداپومپه دیوس . [ پ ِ ] (اِخ ) از سرکردگان پارتی بعهد ارد اول پادشاه اشکانی . (ایران باستان ج 3 ص 2345).
پومپه ایوپولیسلغتنامه دهخداپومپه ایوپولیس . [ پ ُ پ ِ ی ُ پ ُ] (اِخ ) نام شهری به آسیای صغیر ساخته ٔ پومپه . (ایران باستان ج 3 ص 2397).
تروگ پومپهلغتنامه دهخداتروگ پومپه . [ ] (اِخ ) مورخی از اهالی گل ، فرانسه ٔ کنونی و معاصر اوگوست امپراطور روم بود (31 ق . م . - 14 م .) ولی کتابهای خود را بزبان لاتین نوشت . او خواست
تاران تیوس واررونلغتنامه دهخداتاران تیوس واررون . [ وارْ رُن ْ ] (اِخ ) از دانشمندان رومی که در زمان «پومپه » بحکومت ایبری (اسپانیا) منصوب شد: ... بعلاوه ٔ اطلاعات مذکوره ، یک نفر عالم رومی
اشکلغتنامه دهخدااشک . [ اَ ] (اِخ ) یازدهم یا فرهاد سوم . فرزند سنتروک بود و پس از مرگ پدرش بر تخت نشست . وی در آغاز میخواست مانند پدرش در جنگهای مهرداد ششم پُنت با رومیها بیطر