پوشنهفرهنگ انتشارات معین(شَ نِ) (اِمر.) 1 - سرپوش ، هر چیزی که با آن روی چیزی را بپوشند. 2 - هر چیز پوشیدنی .
پوشنهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سرپوش که روی چیزی بگذارند؛ هرچیزی که با آن روی چیزی را بپوشانند.۲. هرچیز پوشیدنی؛ پوشنی.
پردهلغتنامه دهخداپرده . [ پ َ دَ / دِ ] (اِ) حجاب . (دهار). غشاء. غِشاوه . خِدر. (دهار) (منتهی الارب ). غطاء. تتق . پوشه . پوشنه . سِتر. سِتاره . اِستاره . سِجاف . سَجف . سِجف .
heelsدیکشنری انگلیسی به فارسیپاشنه، پاشنه جوراب، عقب، پشت سم، پاهای عقب، ته، پاشنه کف، پاشنه گذاشتن، کج شدن، یک ور شدن، مسلح کردن