پوشندهلغتنامه دهخداپوشنده . [ ش َ دَ / دِ ] (نف ) آنکه چیزی بر تن یا بر چیز دیگر پوشد. آنکه پوشد. || آنکه مستور دارد. آنکه مخفی کند. آنکه کتمان کند. ساتر. ساترة. کاتم . کاتمه : بر
پوشیدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. محجب، محجوب، مستور، ملبس ۲. راز، غیب، مستور، مستتر، مضمر، ملبس، ناآشکار ۳. کتم، مبهم، مجهول، مشکل، مکتوم ۴. پنهان، مختفی، مخفی، مکنون، ناپدید، نهان، نهفته ۵.
درع پوشلغتنامه دهخدادرع پوش .[ دِ ] (نف مرکب ) درع پوشنده . پوشنده ٔ درع . زره پوش . زره دار. || (ن مف مرکب ) زره پوشیده . پوشیده . بازره . پوشیده به درع . ملبس به درع : مهش مشکسای
چوب پوشلغتنامه دهخداچوب پوش . (نف مرکب ) پوشنده ٔ چوب . || (ن مف مرکب ) از چوب پوشیده شده . پوشیده از چوب . مستور و پنهان در چوب . صفت سقفی که با تیرهای چوبی ساخته شده باشد. خانه ا
خاکپوشلغتنامه دهخداخاکپوش . (ن مف مرکب ) پوشنده ٔ خاک . آغشته بخاک . خاک آلود. مستور در خاک : زین خانه ٔخاک پوش تاکی زآن خوردن زهر و نوش تاکی .نظامی .