پوشاکدیکشنری فارسی به انگلیسیclothes, clothing, dress, furnishings, garment, gear, habiliment, suit, vestment, vesture, wardrobe, wear, wearables
پوشاکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ب، جامه، رخت، لباس، خلعت، کسوت، جبه، بالاپوش، جل، پلاس، دلق، ردا، تنپوش، البسه پیراهن▼، لباس روحانی، لباس نظامی، لباس فاخر، مُد