پوسیدگیلغتنامه دهخداپوسیدگی . [ دَ / دِ ] (حامص ) چگونگی و حالت پوسیده . صفت چیز پوسیده . رمام . رثاثة. رثوثة. (منتهی الارب ).بلاء.تآکل . چرّیدگی . (در تداول مردم قزوین ).تباهی . |
پوسیدگی صورتیpink rotواژههای مصوب فرهنگستانپوسیدگی میوۀ انجیر ناشی از گونهای قارچ که به رنگ صورتی ظاهر میشود