پوست کلفتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنچه پوست ستبر دارد.۲. [مجاز] کسی که از سختی و مشقت یا تنبیه و ملامت آزرده و متٲثر نشود.
پوست کلفتفرهنگ انتشارات معین(کُ لُ) (ص مر.) 1 - کنایه از: آدم بی غیرت . 2 - کسی که در سختی ها تحملش زیاد است .
پوست کلفتلغتنامه دهخداپوست کلفت . [ ک ُ ل ُ ] (ص مرکب ) که پوست ستبر دارد چون هندوانه . || مقاوم در سختیها و مصائب . که تحمل مشقات تواند. || که بسی گرانجان است . گران جان . سخت جان .
پوست کلفتیلغتنامه دهخداپوست کلفتی . [ ک ُ ل ُ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی پوست کلفت . صفت پوست کلفت . || مقاومت در سختیها. || گرانجانی .
پوست کلفتیلغتنامه دهخداپوست کلفتی . [ ک ُ ل ُ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی پوست کلفت . صفت پوست کلفت . || مقاومت در سختیها. || گرانجانی .
خشن پوستلغتنامه دهخداخشن پوست . [ خ َ ش ِ ] (ص مرکب ) پوست کلفت . آنکه پوستش نرم نیست . (یادداشت بخط مؤلف ) : اگر با این کهن گرگ خشن پوست بصد سوگند چون یوسف شوی دوست .نظامی .