پوستین دوزلغتنامه دهخداپوستین دوز. (اِخ ) دهی از دهستان بالا رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه ، واقع در 48 هزارگزی شمال خاوری کدکن . دامنه ،معتدل . دارای 50 تن سکنه . آب آن از قنات . م
پوستین دوزلغتنامه دهخداپوستین دوز. (اِخ ) دهی از دهستان پیچرانلو بخش باجگیران شهرستان قوچان ، واقع در 48هزارگزی جنوب باختری باجگیران و سه هزارگزی شمال راه مالرو عمومی باجگیران به بی ب
پوستین دوزلغتنامه دهخداپوستین دوز. (اِخ ) دهی جزء بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقع در هشتهزارگزی جنوب سراسکند و هشتهزارگزی شوسه ٔ سراسکند بسیاه چمن و سه هزارگزی خط آهن مراغه به میانه .
پوستین دوزیلغتنامه دهخداپوستین دوزی . (حامص مرکب ) شغل پوستین دوز. واتگری : از بدان نیکوئی نیاموزی نکند گرگ پوستین دوزی . سعدی .- امثال : از گرگ پوستین دوزی نیاید . ناید از گرگ پوستین
کلاته پوستین دوزلغتنامه دهخداکلاته پوستین دوز. [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد سرجام بخش فریمان شهرستان مشهد. محلی کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
پوستین دوزیلغتنامه دهخداپوستین دوزی . (حامص مرکب ) شغل پوستین دوز. واتگری : از بدان نیکوئی نیاموزی نکند گرگ پوستین دوزی . سعدی .- امثال : از گرگ پوستین دوزی نیاید . ناید از گرگ پوستین
کلاته پوستین دوزلغتنامه دهخداکلاته پوستین دوز. [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد سرجام بخش فریمان شهرستان مشهد. محلی کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
پوستین پیرایلغتنامه دهخداپوستین پیرای . (نف مرکب ) پوستین دوز. فراء. واتگر : بخارپشت نگه کن که از درشتی موی به پوست او نکند طمع پوستین پیرای . کسائی . || و انوری در بیت ذیل از پوستین پی