پورهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پور؛ پسر؛ فرزند نرینه: ◻︎ خرد پورۀ آدم چه خبر دارد از این دم / که من از جملهٴ عالم به دوصد پرده نهانم (مولوی۲: ۵۸۷).۲. (زیستشناسی) بچۀ ملخ؛ تخم ملخ.
پورهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی خوراک که با آرد نخود، باقلا، یا سیبزمینی رندهکرده یا لوبیا و عدس لهکرده درست میشود.
پورهفرهنگ انتشارات معین(پُ رِ) (اِ.) فضول افیون پس از سوختن آن برای کشیدن و آن غیر از شیره و سوختة تریاک است .