پوتولغتنامه دهخداپوتو. [ ت ُ ] (اِخ ) نام کرسی کانتن سِن از ناحیت سَن دُنی . در ساحل سِن (فرانسه ) در هشت هزارگزی مغرب پاریس دارای 38233 تن سکنه . لنگرگاه و اسکله ٔ مخصوص به زغا
پوتوکواژهنامه آزاددرکلام عامیانه ولهجه محلی بشرویه ودهستان رقه خراسان جنوبی تکرارمیشودوبه معنای کسی است که زیادقیافه میگیردوپ.وزمی دهد
پوتوروفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرختچهای از تیرۀ پنیرکیان که در جاهای گرم میروید، در اطراف بندرعباس و چابهار نیز وجود دارد.
پوتورولغتنامه دهخداپوتورو. [ ] (اِ) درختچه ای است درنواحی حارّه از جمله اطراف بندرعباس و چاه بهار و تیس و سه گونه ٔ از آن در بلوچستان است ، و آن را پوتوروغ نیز نامند. (گااوبا) .
پوتورولغتنامه دهخداپوتورو. [ ] (اِ) درختچه ای است درنواحی حارّه از جمله اطراف بندرعباس و چاه بهار و تیس و سه گونه ٔ از آن در بلوچستان است ، و آن را پوتوروغ نیز نامند. (گااوبا) .