پوشیدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. محجب، محجوب، مستور، ملبس ۲. راز، غیب، مستور، مستتر، مضمر، ملبس، ناآشکار ۳. کتم، مبهم، مجهول، مشکل، مکتوم ۴. پنهان، مختفی، مخفی، مکنون، ناپدید، نهان، نهفته ۵.
خاراشکنلغتنامه دهخداخاراشکن . [ ش َ / ش ِ ک َ ] (نف مرکب ) سخت محکم . آنکه سنگ خارا بشکند. قوی . بسیار سخت : یکی اسب باید مرا گام زن سم او ز پولاد خاراشکن . فردوسی .حبذا اسبی محجّل
لَا يَعْزُبُفرهنگ واژگان قرآنپوشیده نیست (کلمه عزوب که فعل مضارع يعزب از آن گرفته شده به معناي غيبت و دوري و خفاء است ، و اين تعبير اشاره دارد به اينکه همه اشياء عالم نزد خداي تعالي حاضرند
مَا يَعْزُبُفرهنگ واژگان قرآنپوشیده نیست - دور نیست - حاضر است (کلمه عزوب که فعل مضارع يعزب از آن گرفته شده به معناي غيبت و دوري و خفاء است ومنظور از عبارت "وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن