سندأولغتنامه دهخداسندأو. [ س ِ دَ ءْ ] (ع ص ) مرد سبک و دلاورپیش درآینده در هر کار. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || پست بالای باریک تن پهناسر. || مرد کلان سر. ج ، سندأوون
گشادگیلغتنامه دهخداگشادگی . [ گ ُ دَ / دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی گشاده . فراخا. سعه . مقابل تنگی : بَلَد؛ گشادگی میان ابرو. (لغتنامه ٔ حریری ). فیخه ؛ گشادگی مخرج بول . (منتهی ال
رافعی نیشابوریلغتنامه دهخدارافعی نیشابوری . [ف ِ ی ِ ن َ ] (اِخ ) صاحب مجمع الفصحاء او را معاصر غزنویان و عنصری شمرده ولی سعید نفیسی در احوال و اشعار رودکی جلد 3 گوید: هر چند که مؤلف مجم
اسطرلابلغتنامه دهخدااسطرلاب . [ اُ طُ ] (معرب ، اِ) (از: یونانی ِ اَسْترُن ، ستاره + لامبانِئین ، گرفتن ) اُسترلاب . اُصطرلاب . سُتُرلاب . سُطُرلاب . صُلاّب . آلتی است که برای مشاه
پستلغتنامه دهخداپست . [ پ َ ] (ص ) مقابل بالا. پائین . تحت . سفل . زیر. مقابل بالا و روی . مقابل علو و فوق : بیامد چو گودرز را دید، دست بکش کرد وسر پیش بنهاد پست . فردوسی .بکش