پنچرفرهنگ انتشارات معین(پَ چَ) [ فر . ] (اِ.) 1 - سوراخ شدن لاستیک چرخ . 2 - (عا.) خسته ، زهوار دررفته .
پنچرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهویژگی لاستیک تویی چرخ اتومبیل، دوچرخه، و امثال آنها که سوراخ شده و بادشان خارج شده باشد.
پنچر شدنلغتنامه دهخداپنچر شدن . [ پ َ چ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سوراخ شدن لاستیک چرخ اتوموبیل و امثال آن و بیرون شدن هوای آن .
پنچر شدنلغتنامه دهخداپنچر شدن . [ پ َ چ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سوراخ شدن لاستیک چرخ اتوموبیل و امثال آن و بیرون شدن هوای آن .
پنچرگیریpuncture repairواژههای مصوب فرهنگستانروشهای گوناگون تعمیر تایری که براثر ورود جسم خارجی به آن پنچر شده است