۱. نهانی؛ نهفته؛ پوشیده.
۲. (قید) به طور پوشیده ◻︎ دی عزیزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب / ای عزیز من نه عیب آن بِه که پنهانی بُوَد (حافظ: ۴۴۰).
۱. اختفا، پوشیده، خفیه، خلوت، مخفیانه، مستور، نهانی، نهانی
۲. درخفا، مخفیانه ≠ آشکارا
clandestinely, covert, covertly, crypto-, low profile, furtive, sneaking, stealthy, surreptitious, ulterior, undercover, underground