پندولواژهنامه آزاد(گنابادی) پُنْدُوْل [pondouwl ]؛ پیر، فرتوت، کهنه، وسیله ای که زیاد کار کرده، فرسوده، پُوْدَ.
پندکلغتنامه دهخداپندک . [ پ َ دِ ] (اِخ ) در قاموس الاعلام ترکی آمده است : پَندِک نام قریه ٔ بزرگی است در ساحل بحر مرمر کنار خط آهن ازمید در نزدیکی استانبول . این قریه تابع قضای