پنهلغتنامه دهخداپنه . [ پ َ ن َ ] (اِخ ) شطی است در تسالی که از کوههای پیند سرازیر شده و دره ٔ«تامیه » را که میان «اُسّا» و «اُلمپ » واقع شده است مشروب میکند و آن را شط پلوپنز
پنهلغتنامه دهخداپنه . [ پ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) در لغت نامه ٔ شعوری این صورت آمده است و بدان معنی مزبله داده ، و این کلمه از مجعولات شعوری است .
پنهلغتنامه دهخداپنه . [ پ َ ن َه ْ ] (اِ) مخفف پناه . رجوع به پناه شود : طبیعت شود مرد را بخردی به امید نیکی و بیم بدی گر این هر دو در پادشه یافتی در اقلیم و ملکش پنه یافتی .سع