پنجگانهلغتنامه دهخداپنجگانه . [ پ َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ)پنج تائی . مُخَمَّس . || نمازهای پنج وقت .
صناعات پنجگانهلغتنامه دهخداصناعات پنجگانه . [ ص ِ ت ِ پ َ ن َ / ن ِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به صناعات خمس شود.
اشدودلغتنامه دهخدااشدود. [ اَ ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) یکی از شهرهای پنج گانه ٔ فلسطینیان بود که در قسمت یهودا واقع شده بود و این شهر که محل پرستش بتی «واگون » نام بود، بمسافت 3 میل
انارلغتنامه دهخداانار. [ اَ ] (اِخ ) یک از دهستانهای پنج گانه ٔ شهرستان رفسنجان و در شمال باختری آن واقع و دارای هوای معتدل است . آب آن از قنات و محصول عمده ٔ آن غلات ، لبنیات ،
خنامانلغتنامه دهخداخنامان . [ خ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های پنج گانه ٔ شهرستان رفسنجان در خاور رفسنجان ، بحدود زیر: شمال بخش زرند از شهرستان کرمان ؛ خاور دهستان کوی از بخش حو
کدکنلغتنامه دهخداکدکن . [ ک َ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنج گانه ٔ شهرستان تربت حیدریه است که در سرتاسر شمال شهرستان واقع شده . این بخش جلگه ای و سردسیر است و بادهای شدید ه
قصبه رودلغتنامه دهخداقصبه رود. [ ق َ ص َ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنج گانه ٔ شهرستان تربت حیدریه .محدود است از طرف خاور به مرز ایران و افغانستان و بخش طیبات ، از جنوب به بخش ق