پنجگویش خلخالاَسکِستانی: penj دِروی: penj شالی: panj کَجَلی: panj کَرنَقی: panj کَرینی: panj کُلوری: panj گیلَوانی: penj لِردی: panj
پنجگویش کرمانشاهکلهری: panǰ گورانی: panǰ سنجابی: panǰ کولیایی: panǰ زنگنهای: panǰ جلالوندی: panǰ زولهای: panǰ کاکاوندی: panǰ هوزمانوندی: panǰ
پنج انگشتلغتنامه دهخداپنج انگشت . [ پ َ اَ گ ُ ] (اِ مرکب ) مجموع انگشتان هر یک از دست و پا که به کف پیوسته است . || انگشته ، و آن افزاریست که برزگران بدان دانه و کاه به باد دهند تا
پِنْجِ کِشگویش گنابادی در گویش گنابادی وسیله ایست شبیه چهارشاخ ولی با دسته کوچه و با قسمتی شبیه تیغ ریش زنی و اصلاح صورت که با نخی دو طرف آن به چوبی وصل است و برای ایجاد پَلْ در زمین
پنج انگشتلغتنامه دهخداپنج انگشت . [ پ َ اَ گ ُ ] (اِ مرکب ) مجموع انگشتان هر یک از دست و پا که به کف پیوسته است . || انگشته ، و آن افزاریست که برزگران بدان دانه و کاه به باد دهند تا