پنتلغتنامه دهخداپنت . [ پ ُ ] (اِخ ) نام ولایت شمالی آسیای صغیر بر کنار پونتوکسن دریای سیاه (بحر اسود) و آن را به لاطینی پنتوس (بنطس عربی ) می گفتند. دولتی در آن سرزمین در عهد
پنت کاپادوکیلغتنامه دهخداپنت کاپادوکی . [ پ ُ ت ِ ] (اِخ ) سرزمین پنت است در کنار دریای سیاه . (ایران باستان ج 3 ص 2069 و 2122 و 2175).
پنت اکسنلغتنامه دهخداپنت اکسن . [ پ ُاُ س َ ] (اِخ ) نام قدیم دریای سیاه یا بحر اسود. و آن را در کتب اسلامی بحر بنطس نامند، و نام دولت پنت از همین لفظ ماخوذ است .
پنتیفرهنگ انتشارات معین(پِ) (ص .) (عا.) 1 - آن که از شوخی و پلیدی احتراز نکند، کسی که نظافت نداند. 2 - بیکار، لش ، بی غیرت ، لاابالی ، (در اصطلاح م شتیان مقابل لوطی ).
پنت کاپادوکیلغتنامه دهخداپنت کاپادوکی . [ پ ُ ت ِ ] (اِخ ) سرزمین پنت است در کنار دریای سیاه . (ایران باستان ج 3 ص 2069 و 2122 و 2175).
پنت اکسنلغتنامه دهخداپنت اکسن . [ پ ُاُ س َ ] (اِخ ) نام قدیم دریای سیاه یا بحر اسود. و آن را در کتب اسلامی بحر بنطس نامند، و نام دولت پنت از همین لفظ ماخوذ است .