پنبه ٔ باروتیلغتنامه دهخداپنبه ٔ باروتی . [ پَم ْ ب َ / ب ِ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) . قسمی از ماده ٔ حاصله از عملی ازتی در ماده ٔعامله خاص اجسام آلیه که اصل جزء جامد نباتی است .
باروت پنبه ایلغتنامه دهخداباروت پنبه ای . [ ت ِ پَم ْ ب َ / ب ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوعی باروت باشد.
پنبهگویش خلخالاَسکِستانی: pamba دِروی: pamba شالی: pamba کَجَلی: pampa کَرنَقی: pamba کَرینی: pamba کُلوری: pamba گیلَوانی: pamba لِردی: pamba
باروت پنبه ایلغتنامه دهخداباروت پنبه ای . [ ت ِ پَم ْ ب َ / ب ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوعی باروت باشد.
احمدپورلغتنامه دهخدااحمدپور. [ اَ م َ ] (اِخ ) شهری است در ولایت بهاولیور هندوستان واقع در بقعه ای پر آب و گیاه بمسافت 30 میلی جنوب غربی بهاولیور و ابنیه ٔ آن حقیر است و دارای جامع
کوتیلغتنامه دهخداکوتی . (پسوند) مزید مؤخر امکنه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ابراهیم کوتی . اغوزدارکوتی . افراکوتی . بارکوتی . بختیار کوتی . بژم عباس کوتی . پلم کوتی . پنبه ز
قونیةلغتنامه دهخداقونیة. [ ی َ ] (اِخ ) شهری است بزرگ به روم . (منتهی الارب ). ابن هروی گوید: قبر افلاطون حکیم در این شهر در کنیسه ٔ نزدیک جامع است . (از معجم البلدان ). از اقلیم
مرندلغتنامه دهخدامرند. [ م َ رَ ] (اِخ ) شهرکی است [ به حدود آذربادگان ] خرد و آبادان و با نعمت و مردم بسیار و از وی جامه های گوناگون خیزد پشمین . (حدود العالم ). از اقلیم چهارم