پنبهگویش خلخالاَسکِستانی: pamba دِروی: pamba شالی: pamba کَجَلی: pampa کَرنَقی: pamba کَرینی: pamba کُلوری: pamba گیلَوانی: pamba لِردی: pamba
پنبهگویش کرمانشاهکلهری: lu:ka/ pama گورانی: lu:ka/ pama سنجابی: lu:ka/ pama کولیایی: lu:ka/ pama زنگنهای: lu:ka/ pama جلالوندی: lu:ka/ pama زولهای: pama کاکاوندی: pama هوزمانو
زلغتنامه دهخداز. (حرف ) صورت حرف سیزدهم است از حروف هجا و در حساب جُمَّل آن را به هفت دارند و در شمار ترتیبی نماینده ٔ عدد 13 است و نام آن زاء، زای ، زی و ز است . و آن را در
جلغتنامه دهخداج . (حرف ) حرف ششم است از حروف الفبای فارسی و حرف پنجم از حروف هجای عرب و حرف سوم از حروف ابجد و بحساب جُمَّل نماینده ٔ عدد سه است . و نزد لغویان و اهل صرف و نح
جارلغتنامه دهخداجار. (اِخ ) دهی است از دهستان براآن بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان که در 20هزارگزی جنوب خاور اصفهان متصل به راه کرارج به براآن واقع است . محلی است جلگه ، معتدل ، و س
جارچیلولغتنامه دهخداجارچیلو. (اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه است که در 11500گزی شمال باختری میاندوآب و 5هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب واقع
هراءدیکشنری عربی به فارسیکتان , جنس پنبه اي () گزافه گويي , سخن بزرگ يا قلنبه , مبالغه , گليز , اب دهان جاري ساختن , از دهن يا بيني جاري شدن , دري وري سخن گفتن , غذايي که از مخلوط شکلا