پناهگاهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی تحصنگاه، جای تحصن، تکیهگاه، ملجأ، حرز، مأوا، کهف، حرم، حریم مقدس، محراب، منطقۀ حفاظت شده، بست، مأمن سنگر، خاکریز، حفاظ پرورشگاه، یتیمخانه
پناهگاهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جایی که به آن پناه ببرند.۲. جای امن که از ترس دشمن در آنجا پناهنده شوند؛ پناهجای.
پناه گاهفرهنگ انتشارات معین( ~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای .
پناهگاه 1refuge 2, refugiumواژههای مصوب فرهنگستانمکانی امن که در آن گونهها میتوانند از تغییرات محیطی در امان بمانند و به حیات خود ادامه دهند
پناهگاه 2shelterواژههای مصوب فرهنگستانمحل سرپوشیده و امن برای استقرار انواع هواگَرد و ادوات و تجهیزات و نفرات که در برابر گلوله و بمب مقاوم باشد