پل شناورfloat bridge, gridironواژههای مصوب فرهنگستانپلی با کف تخت که دارای ریل است و از آن برای انتقال خطروها از کشتی به ساحل و برعکس استفاده میشود
پُلگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی پول ، سرمایه ، نقدینگی ، درامد ، راه چوبی با آجری و بتونی که بر روی رودخانه برای عبور میسازند.
بیسهgangplank, browواژههای مصوب فرهنگستانالواری که بهعنوان پل بین شناور و ساحل از آن استفاده میکنند
عرشۀ پل فرماندهیbridge deckواژههای مصوب فرهنگستانبالاترین عرشۀ شناور که پل فرماندهی روی آن قرار دارد
محل هدایتconning position, conning station, connواژههای مصوب فرهنگستانمحلی در پل فرماندهی که ابزارآلات واپایی شناور در آنجا قرار دارد و شناور از آنجا هدایت میشود متـ . محل هدایت شناور